برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
چی شده خدایا؟؟ چرا انقدر به من خشم گرفتی؟ تنهایی کشیدم صبوری کردم تو تتهایی اشک ریختم غصه خوردم مریض شدم خواهش کردم تمنا کردم التماس کردم دیگه باید چیکار میکردم که نکردم؟؟ اگه دیگه دوستم نداری از روی زمین برم دار. من بدون توجه تو این دنیارو نمیخوام. تو رو ب همین اربعین قسم میدم این اخرین خواهشمه. خودت میدونی چی میگم. اگه میخواد نشه برم دار از رو زمین. همین.
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
خدایا فراموشش کن...وقتی نمیخوای دیگه کاری ازم برنمیاد. دلم عمیقا شکست اما فراموشش کن چون من همیشه یادم هست...ممنونم که همون موقع هم نور امید رو توی دلم روشن کردی...دیگه فراموشش کن..ببخشید اصرار کردم اذیتت کردم. گستاخی کردم. من یادم می مونه پس تو فراموش کن. شب بخیر.
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی
امشب آخرین امیدم هم از دست رفت... از فردا یه آدمم بدون هیچ امیدی...واقعا دیگه صبرم تموم شده بود و فقز داشتم برای خودم امید میخریدم...امشب تمام امیدم خرج شد... خداحافظ تو و تمام گذشته شیرینی که برام ساختی...خدایا دلمو بدجور شکستی... دم این آیه گرم که میگه...: و خدا بر بنده اش ستم نمیکند:... داده هات رو شکر...این حرفام تاوان داره؟؟ که یه درد جدید بیاد سراغم؟؟ ناشکری نمیکنم اما هم صبرم تموم شد هم امیدم...منو به مرز جنون رسوند این دنیایی ک فقط من براش متفاوت بودم... خداحافظ.
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشفی